مصاحبه
لطمه خاموش!
دکتر حسن ملکی، رییس دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هيئت مؤسس انجمن مطالعات برنامه درسي ايران است. برای بررسی طرح خانواده نیمه مستقل از دیدگاه روانشناسی دخت ایران با ایشان به گفتگو نشسته است. لازم به ذکر است با توجه به تسلط ایشان به مسائل دینی، بخشی از رویکرد این گفتگو روانشاسی مذهبی نیز هست.
دخت ایران- آقای دکتر ملکی ابتدا بفرمایید به طور کلی نظر شما درباره طرح خانواده نیمه مستقل به عنوان راهکاری برای تسهیل امر ازدواج جوانان چیست؟
با توجه به اطلاعاتی که از این طرح دارم به نظر میرسد انگیزه تهیه طرح و اهداف اصلی آن مسئله ارزشمندی است. هر چقدر بتوانیم راهکارهای آسان، ممکن و مشروع برای توسعه کمی و کیفی خانوادهها و زوجهای جوان کشور پیشبینی کنیم، اقدام مناسبی است؛ اما طبیعتا هر طرحی بخواهد در جامعه اجرا شود باید برای اجرای آن به عوامل، مؤلفهها و شرایط موجود در جامعه که قطعا در طرح تاثیرگذار خواهد بود، توجه شود.
ما همواره در تصمیم گیریهایمان با یک ظرف زمانی و یک ظرف مکانی روبه رو هستیم. خوب بودن یک طرح به تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید ببینیم اگر آن طرح را در این ظرف ها قرار دهیم در نهایت چه نتیجهای خواهیم گرفت. در جامعه ما فرهنگ بسیار ریشهداری وجود دارد که بر اساس آن خانوادهای که دختر یا پسر جوانی دارد، کمکم ذهنیت خود را به مسئله ازدواج آنان معطوف میکند؛ این مسئله از جهت ذهنی، روانی و اجتماعی به عنوان یک هنجار پذیرفته شده است. درست است که بعضی خانوادهها فرزندانشان را به عقد هم در میآورند و آن ها را 1 یا 2 سال نزد خود نگه میدارند، اما در جامعه ما قاعده ازدواج اینگونه نیست؛ بلکه مرسوم این است که دختر پس از مدت کوتاهی باید خانه پدری را ترک گفته و همراه همسرش خانهای نو بسازد.
دخت ایران- به نظر شما آیا اجرای این طرح با توجه به فرهنگ، شرایط اجتماعی و وضعیت اقتصادی خانوادههای ما نتیجه بخش خواهد بود؟
من احساس میکنم این طرح با یک سری سوالات و ابهامات همراه است. ممکن است در پاسخ مطرح شود که برای این کار فرهنگسازی انجام خواهد شد. البته تحقق این فرهنگسازی ممکن و محتمل است، اما اینکه چقدر بتواند موفق شود و چقدر این فرهنگسازی به فرهنگسوزی تبدیل نشود، جای تامل دارد. آنچه در سنت گذشته ماست این نیست که دختران ازدواج کنند و همچنان عضو خانواده پدری محسوب شوند. در سنت ما و همین طور مشرق زمین الگویی به نام «خانواده گسترده» وجود دارد. معنای خانواده گسترده این نیست که دختر و پسر پس ازدواج در خانه پدری بمانند؛ بلکه خانواده گسترده ایجاد نوعی شبکه گسترده خانواده است؛ یعنی اگر خانواده را به درختی تشبیه کنیم، شاخههای منشعب از این درخت به تنه متصل هستند، اما از خود هویتی مستقل دارند. اگر اینگونه بخواهیم عمل کنیم به این معنا خواهد بود که میخواهیم دوباره شکل خانواده گسترده را در جامعه داشته باشیم.
اما سوالی که این جا مطرح میشود این است که چگونه میخواهیم راهی را که طی چند ده سال آمدهایم دوباره بازگردیم. چه بخواهیم، چه نخواهیم، به هر حال مدرنیته و الگوهای زندگی مدرن در جامعه وجود دارد و مطرح کردن دوباره خانواده گسترده با مصادیق امروزی جامعه ما تفاوت میکند.

دخت ایران- البته در این میان مشکل دیگری هم وجود دارد و آن این است که کمک اقتصادی خانواده ها از میزان استقلال زوج جوان خواهد کاست.
فکر می کنم این طرح، کیفیت خانوادهها را کاهش خواهد داد و آثار منفی آن به مراتب از آثار مثبتش بیشتر خواهد بود. ما نمیتوانیم مطمئن باشیم که پدری به دختر ازدواج کرده خود کمک اقتصادی کند و بابت آن خودش را طلبکار فرض نکند. خانواده یک زوج جوان، میدانی برای راندن اسب قدرت نیست؛ بلکه نیازمند عطوفت، ملاطفت و همیاری است و اگر قرار باشد با اعمال قدرت، خانواده لطمه ببیند به هیچ عنوان نتیجه مطلوب گرفته نخواهد شد. این دو جوان شاید به بلوغ جسمی و فکری رسیده باشند، اما از نظر عاطفی، پختگی کافی را ندارند و از تمام مؤلفههای یک زندگی آرام برخوردار نیستند. خانوادهها باید فقط نقش تسهیلکننده زندگی آنها را در فضای مهرورزی و مودت داشته باشند. در حالی که حس اقتدارطلبانه والدین اساس زندگی زوج جوان را تضعیف خواهد کرد. خانواده برای بقا و استمرار، به انسجام و همدلی نیاز دارد. اگر این همدلی کاهش یابد آن خانواده سرمایه عاطفی و اجتماعی لازم را از دست خواهد داد.
دخت ایران- از نظر مسائل روانشناسی به نظر شما نقاط ضعف این طرح چیست؟
آفت دیگری که این طرح را تهدید میکند، این است که وقتی دو نفر با هم ازدواج میکنند، چه این ازدواج با بررسی اولیه و کافی انجام شده باشد و چه نه، به هر حال این دو نفر تفاوتهایی با هم دارند، زیرا از دو خانواده و دو فرهنگ مختلف هستند. البته ممکن است یک زوج تشابهات زیادی با هم داشته باشند، اما وجود تفاوتها نیز قابل انکار نیست. نکته این جاست که این دو نفر از لحظهای که با هم پیوند زناشویی میبندند، راهی را آغاز میکنند که با مبادلات رفتاری و عاطفی همراه است. بر اثر برخورد یک رفتار با رفتار دیگر، قهرها، آشتیها، گفتگوها و انواع جلوههای ارتباطی، این دو به مرور با یکدیگر انس و الفت و شناخت پیدا میکنند. این مسئله به قدری آشکار است که به قاعدهای مورد پذیرش مردم تبدیل شده است. اما وقتی دختری ازدواج میکند و مدتی طولانی در خانه پدری میماند، امکان به وجود آمدن تعاملات مناسب که به تدریج منجر به توازن بین دو نفر خواهد شد از بین میرود و لطمههای زیادی را به زوج جوان وارد خواهد کرد. زیرا از یک طرف این دختر هنوز فرزند یک خانواده است و از طرفی با همسرش و خانواده او تعامل دارد و ناگزیر داد و ستد عاطفی بین این دختر و پسر شکل میگیرد. این دو چون عقد شرعی کردهاند، نسبت به هم احساس تعلق میکنند؛ اما این حس به دلیل ارتباطی که همچنان با خانواده خود دارند به گونهای نیست که توجه به همسر به اندازه کافی وجود داشته باشد و این مسئله میتواند موجب ایجاد ناکامی در آنها شود.
دخت ایران- فکر نمیکنید طولانی شدن دوران عقد ممکن است همین احساس تعلق دو طرف به همدیگر را با خطر رو به رو کند؟
طولانی شدن دوران عقد یک حد معقول دارد. هر چیزی از حد خود بگذرد مشکل آفرین خواهد شد. البته زمانی برای شناخت و آشنایی دو طرف لازم است. اما وقتی طول دوران عقد افزایش پیدا میکند، این دو نفر ممکن است تغییر کنند و معیارهایشان عوض شود؛ و چون هنوز زندگی خود را به صورت رسمی آغاز نکردهاند و تعهد چندانی در خود احساس نمیکنند، یک وجه ذهنشان با ازدواج و وجه دیگر با مسائل بیرونی است. در زندگی امروز امکان جدایی در چنین شرایطی بیشتر وجود دارد، زیرا میزان تعاملات بیشتر از قبل شده است؛ تعاملاتی که همراه با انبوهی از تجلیات شخصی و رفتاری در مکانهای مختلف است و تنها چیزی که میتواند انسان را با ثبات نگه دارد، تعلق به یک خانواده مستقل است.
دخت ایران- برای هر زوجی امکان بروز اختلافات وجود دارد؛ در قرآن آیهای در این زمینه وجود دارد که پا در میانی یک فرد از خانواده زن و یک نفر از خانواده مرد را سفارش میکند. در شرایطی که یک زوج جوان با خانواده پدری زندگی میکنند، آیا والدین میتوانند در این مواقع قاضی خوبی باشند؟ به عنوان یک روانشناس چنین توصیهای را چقدر کارآمد میدانید؟
در اهمیت این که یک زوج جوان در مراحل مختلف زندگی از تجارب والدین خود استفاده کنند و از راهنمایی آنان بینصیب نمانند شکی نیست. اما آن کسی که به عنوان داور میخواهد ایفای نقش کند، باید بتواند خود را از اختلافی که پیش میآید دور نگاه دارد و از بیرون به مسئله نگاه کند. به طور مطلق نمیگویم، اما معمولا پدر و مادر نمیتوانند نقش داوری را در اختلافات بین زوجها ایفا کنند؛ زیرا به هر حال احساسی که به فرزندشان دارند را ملاک قرار میدهند. به نظر من اصلیترین خدمتی که والدین میتوانند به فرزندان خود داشته باشند بهرهمند کردن آنان از تربیتی مناسب و شایسته است.
دخت ایران- شما آفات زیادی را برای این طرح برشمردید، فکر میکنید چه راهکاری برای تسهیل امر ازدواج مناسبتر است؟
بهترین کار برای آغاز یک زندگی مشترک در شرایط امروز مشاوره است که میتواند در ایجاد یک خانواده سالم تاثیر به سزایی داشته باشد. آخرین نکتهای که میخواهم بگویم این است که سازمان ملی جوانان و اساسا کلیه مسئولین به جای راهاندازی چنین طرحهایی بهتر است تکلیف خود را با مسئله قداست خانواده که در قانون اساسی نیز به آن اشاره شده است روشن کنند. قداست خانواده با چنین طرحی سازگار نیست، زیرا چنان که گفتم تاثیرات منفی این طرح از آثار مثبت آن بسیار بیشتر است. باید موانع و محدودیتهای پیش روی ازدواج جوانان برداشته شود و برای نیازهای اقتصادی و اجتماعی آنان راهحلهای اساسی در نظر گرفته شود، نه اینکه با چنین طرحهایی به مشکلات جوانان دامن زده شود.
دخت ایران- با توجه به شرایطی که هنگام عقد طولانی مدت برای یک دختر و پسر جوان وجود دارد، نداشتن زندگی مستقل و به طبع آن روابط جنسی مستمر و آزاد برای یک زوج، چه آسیبهای روانی را میتواند در پی داشته باشد؟
از زمانی که دختر و پسری نامزد شده و عقد شرعی بین آنها جاری میشود، طبیعتا تعلقات و گرایشات معقول و مورد انتظاری در هر دو نفر ایجاد میشود و طبعا این انتظار و تمایل هم باید به خوبی مدیریت شود و هم در واقع نوعی محدودیت آزار دهنده در آنها ایجاد نشود. فکر میکنم هر قدر دوران عقد طولانی شود و این زوج نتوانند زندگی مشترک خود را به صورت مستقل تشکیل دهند، پاسخگویی به نیازهای زیستی و جنسی آنان با یک سری محدودیت همراه خواهد شد. این موضوع اثرات مخربی را در رابطه میان زوجین ایجاد میکند. اولا، امنیت رابطه میان آنان متزلزل میشود. به علاوه از میزان رضایتمندی متقابل بین زوجین میکاهد و باعث میشود ارتباط عاطفی لازم که تقویتکننده بنیان خانواده است دربین آنان به درستی شکل نگیرد. به هرحال یک زوج جوان از زمان ازدواج برای پاسخگویی به نیازهایشان به موقعیت مستقل احتیاج دارند؛ و اگر این موقعیت، مستقل، دور از نفوذ و دخالتها و به نوعی باخبر بودن اطرافیان از نحوه تعاملات این دو نفر وجود نداشته باشد، خانواده سالم شکل نخواهد گرفت. در خانواده نیمه مستقل، به عبارتی همه چیز نیمه خواهد بود. یعنی اینگونه نیست که ما شکل صوری خانواده را نصف کنیم، اما سایر عناصر خانواده به صورت کامل حفظ شود.
دخت ایران- هنگام زندگی در خانه پدری چه مشکلاتی ممکن است در این زمینه ایجاد شود؟
اگر زوج جوان در خانه پدری زندگی کنند، مشکل دیگری علاوه بر این مسائل ایجاد خواهد شد و آن این است که احتمال دارد عزت نفس یکی از طرفین، و به خصوص پسر، در چنین موقعیتی از بین برود و مسئله «لطمه خاموش» ایجاد شود. به این معنا که در ظاهر به شخص لطمهای وارد نخواهد شد، اما آن فرد در درون خود همیشه نوعی وابستگی و کاهش عزت نفس احساس خواهد کرد که چنین احساسی ممکن است از قابلیت های درونی و کارآمدی بیرونی فرد بکاهد؛ از طرفی ممکن است در دختر حالتی عکس این موضوع ایجاد شود و در او غرور کاذب به وجود بیاید. این از خود راضی بودن حالت هجومی و طلبکارانه نسبت به همسر ایجاد کرده و اختلافات و بگو مگوها را به مشاجره تبدیل میکند. در چنین موقعیتی ممکن است دختر راجع به این احساس طلبکارانه خود حرفهایی به زبان بیاورد که اگر آنان زندگی مستقلی داشتند، چنین حرفهایی گفته نمیشد. این مشاجرات به نوبه خود میتواند آینده روابط و زندگی آنان را با خطر از هم گسیختگی رو به رو سازد.
به هر حال در اینکه کسانی که از این طرح حمایت می کنند، نیت پاکی دارند شکی نیست، اما تردید دارم که آنان تدبیر و آیندهنگری کافی را برای این کار لحاظ کرده باشند و به این نکته اندیشیده باشند که مصلحت نیست برای افزودن به کمیت خانوادهها از کیفیت نهاد خانواده بکاهیم.
با توجه به اطلاعاتی که از این طرح دارم به نظر میرسد انگیزه تهیه طرح و اهداف اصلی آن مسئله ارزشمندی است. هر چقدر بتوانیم راهکارهای آسان، ممکن و مشروع برای توسعه کمی و کیفی خانوادهها و زوجهای جوان کشور پیشبینی کنیم، اقدام مناسبی است؛ اما طبیعتا هر طرحی بخواهد در جامعه اجرا شود باید برای اجرای آن به عوامل، مؤلفهها و شرایط موجود در جامعه که قطعا در طرح تاثیرگذار خواهد بود، توجه شود.
ما همواره در تصمیم گیریهایمان با یک ظرف زمانی و یک ظرف مکانی روبه رو هستیم. خوب بودن یک طرح به تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید ببینیم اگر آن طرح را در این ظرف ها قرار دهیم در نهایت چه نتیجهای خواهیم گرفت. در جامعه ما فرهنگ بسیار ریشهداری وجود دارد که بر اساس آن خانوادهای که دختر یا پسر جوانی دارد، کمکم ذهنیت خود را به مسئله ازدواج آنان معطوف میکند؛ این مسئله از جهت ذهنی، روانی و اجتماعی به عنوان یک هنجار پذیرفته شده است. درست است که بعضی خانوادهها فرزندانشان را به عقد هم در میآورند و آن ها را 1 یا 2 سال نزد خود نگه میدارند، اما در جامعه ما قاعده ازدواج اینگونه نیست؛ بلکه مرسوم این است که دختر پس از مدت کوتاهی باید خانه پدری را ترک گفته و همراه همسرش خانهای نو بسازد.
دخت ایران- به نظر شما آیا اجرای این طرح با توجه به فرهنگ، شرایط اجتماعی و وضعیت اقتصادی خانوادههای ما نتیجه بخش خواهد بود؟
من احساس میکنم این طرح با یک سری سوالات و ابهامات همراه است. ممکن است در پاسخ مطرح شود که برای این کار فرهنگسازی انجام خواهد شد. البته تحقق این فرهنگسازی ممکن و محتمل است، اما اینکه چقدر بتواند موفق شود و چقدر این فرهنگسازی به فرهنگسوزی تبدیل نشود، جای تامل دارد. آنچه در سنت گذشته ماست این نیست که دختران ازدواج کنند و همچنان عضو خانواده پدری محسوب شوند. در سنت ما و همین طور مشرق زمین الگویی به نام «خانواده گسترده» وجود دارد. معنای خانواده گسترده این نیست که دختر و پسر پس ازدواج در خانه پدری بمانند؛ بلکه خانواده گسترده ایجاد نوعی شبکه گسترده خانواده است؛ یعنی اگر خانواده را به درختی تشبیه کنیم، شاخههای منشعب از این درخت به تنه متصل هستند، اما از خود هویتی مستقل دارند. اگر اینگونه بخواهیم عمل کنیم به این معنا خواهد بود که میخواهیم دوباره شکل خانواده گسترده را در جامعه داشته باشیم.
اما سوالی که این جا مطرح میشود این است که چگونه میخواهیم راهی را که طی چند ده سال آمدهایم دوباره بازگردیم. چه بخواهیم، چه نخواهیم، به هر حال مدرنیته و الگوهای زندگی مدرن در جامعه وجود دارد و مطرح کردن دوباره خانواده گسترده با مصادیق امروزی جامعه ما تفاوت میکند.

دخت ایران- البته در این میان مشکل دیگری هم وجود دارد و آن این است که کمک اقتصادی خانواده ها از میزان استقلال زوج جوان خواهد کاست.
فکر می کنم این طرح، کیفیت خانوادهها را کاهش خواهد داد و آثار منفی آن به مراتب از آثار مثبتش بیشتر خواهد بود. ما نمیتوانیم مطمئن باشیم که پدری به دختر ازدواج کرده خود کمک اقتصادی کند و بابت آن خودش را طلبکار فرض نکند. خانواده یک زوج جوان، میدانی برای راندن اسب قدرت نیست؛ بلکه نیازمند عطوفت، ملاطفت و همیاری است و اگر قرار باشد با اعمال قدرت، خانواده لطمه ببیند به هیچ عنوان نتیجه مطلوب گرفته نخواهد شد. این دو جوان شاید به بلوغ جسمی و فکری رسیده باشند، اما از نظر عاطفی، پختگی کافی را ندارند و از تمام مؤلفههای یک زندگی آرام برخوردار نیستند. خانوادهها باید فقط نقش تسهیلکننده زندگی آنها را در فضای مهرورزی و مودت داشته باشند. در حالی که حس اقتدارطلبانه والدین اساس زندگی زوج جوان را تضعیف خواهد کرد. خانواده برای بقا و استمرار، به انسجام و همدلی نیاز دارد. اگر این همدلی کاهش یابد آن خانواده سرمایه عاطفی و اجتماعی لازم را از دست خواهد داد.
دخت ایران- از نظر مسائل روانشناسی به نظر شما نقاط ضعف این طرح چیست؟
آفت دیگری که این طرح را تهدید میکند، این است که وقتی دو نفر با هم ازدواج میکنند، چه این ازدواج با بررسی اولیه و کافی انجام شده باشد و چه نه، به هر حال این دو نفر تفاوتهایی با هم دارند، زیرا از دو خانواده و دو فرهنگ مختلف هستند. البته ممکن است یک زوج تشابهات زیادی با هم داشته باشند، اما وجود تفاوتها نیز قابل انکار نیست. نکته این جاست که این دو نفر از لحظهای که با هم پیوند زناشویی میبندند، راهی را آغاز میکنند که با مبادلات رفتاری و عاطفی همراه است. بر اثر برخورد یک رفتار با رفتار دیگر، قهرها، آشتیها، گفتگوها و انواع جلوههای ارتباطی، این دو به مرور با یکدیگر انس و الفت و شناخت پیدا میکنند. این مسئله به قدری آشکار است که به قاعدهای مورد پذیرش مردم تبدیل شده است. اما وقتی دختری ازدواج میکند و مدتی طولانی در خانه پدری میماند، امکان به وجود آمدن تعاملات مناسب که به تدریج منجر به توازن بین دو نفر خواهد شد از بین میرود و لطمههای زیادی را به زوج جوان وارد خواهد کرد. زیرا از یک طرف این دختر هنوز فرزند یک خانواده است و از طرفی با همسرش و خانواده او تعامل دارد و ناگزیر داد و ستد عاطفی بین این دختر و پسر شکل میگیرد. این دو چون عقد شرعی کردهاند، نسبت به هم احساس تعلق میکنند؛ اما این حس به دلیل ارتباطی که همچنان با خانواده خود دارند به گونهای نیست که توجه به همسر به اندازه کافی وجود داشته باشد و این مسئله میتواند موجب ایجاد ناکامی در آنها شود.
دخت ایران- فکر نمیکنید طولانی شدن دوران عقد ممکن است همین احساس تعلق دو طرف به همدیگر را با خطر رو به رو کند؟
طولانی شدن دوران عقد یک حد معقول دارد. هر چیزی از حد خود بگذرد مشکل آفرین خواهد شد. البته زمانی برای شناخت و آشنایی دو طرف لازم است. اما وقتی طول دوران عقد افزایش پیدا میکند، این دو نفر ممکن است تغییر کنند و معیارهایشان عوض شود؛ و چون هنوز زندگی خود را به صورت رسمی آغاز نکردهاند و تعهد چندانی در خود احساس نمیکنند، یک وجه ذهنشان با ازدواج و وجه دیگر با مسائل بیرونی است. در زندگی امروز امکان جدایی در چنین شرایطی بیشتر وجود دارد، زیرا میزان تعاملات بیشتر از قبل شده است؛ تعاملاتی که همراه با انبوهی از تجلیات شخصی و رفتاری در مکانهای مختلف است و تنها چیزی که میتواند انسان را با ثبات نگه دارد، تعلق به یک خانواده مستقل است.
دخت ایران- برای هر زوجی امکان بروز اختلافات وجود دارد؛ در قرآن آیهای در این زمینه وجود دارد که پا در میانی یک فرد از خانواده زن و یک نفر از خانواده مرد را سفارش میکند. در شرایطی که یک زوج جوان با خانواده پدری زندگی میکنند، آیا والدین میتوانند در این مواقع قاضی خوبی باشند؟ به عنوان یک روانشناس چنین توصیهای را چقدر کارآمد میدانید؟
در اهمیت این که یک زوج جوان در مراحل مختلف زندگی از تجارب والدین خود استفاده کنند و از راهنمایی آنان بینصیب نمانند شکی نیست. اما آن کسی که به عنوان داور میخواهد ایفای نقش کند، باید بتواند خود را از اختلافی که پیش میآید دور نگاه دارد و از بیرون به مسئله نگاه کند. به طور مطلق نمیگویم، اما معمولا پدر و مادر نمیتوانند نقش داوری را در اختلافات بین زوجها ایفا کنند؛ زیرا به هر حال احساسی که به فرزندشان دارند را ملاک قرار میدهند. به نظر من اصلیترین خدمتی که والدین میتوانند به فرزندان خود داشته باشند بهرهمند کردن آنان از تربیتی مناسب و شایسته است.
دخت ایران- شما آفات زیادی را برای این طرح برشمردید، فکر میکنید چه راهکاری برای تسهیل امر ازدواج مناسبتر است؟
بهترین کار برای آغاز یک زندگی مشترک در شرایط امروز مشاوره است که میتواند در ایجاد یک خانواده سالم تاثیر به سزایی داشته باشد. آخرین نکتهای که میخواهم بگویم این است که سازمان ملی جوانان و اساسا کلیه مسئولین به جای راهاندازی چنین طرحهایی بهتر است تکلیف خود را با مسئله قداست خانواده که در قانون اساسی نیز به آن اشاره شده است روشن کنند. قداست خانواده با چنین طرحی سازگار نیست، زیرا چنان که گفتم تاثیرات منفی این طرح از آثار مثبت آن بسیار بیشتر است. باید موانع و محدودیتهای پیش روی ازدواج جوانان برداشته شود و برای نیازهای اقتصادی و اجتماعی آنان راهحلهای اساسی در نظر گرفته شود، نه اینکه با چنین طرحهایی به مشکلات جوانان دامن زده شود.
دخت ایران- با توجه به شرایطی که هنگام عقد طولانی مدت برای یک دختر و پسر جوان وجود دارد، نداشتن زندگی مستقل و به طبع آن روابط جنسی مستمر و آزاد برای یک زوج، چه آسیبهای روانی را میتواند در پی داشته باشد؟از زمانی که دختر و پسری نامزد شده و عقد شرعی بین آنها جاری میشود، طبیعتا تعلقات و گرایشات معقول و مورد انتظاری در هر دو نفر ایجاد میشود و طبعا این انتظار و تمایل هم باید به خوبی مدیریت شود و هم در واقع نوعی محدودیت آزار دهنده در آنها ایجاد نشود. فکر میکنم هر قدر دوران عقد طولانی شود و این زوج نتوانند زندگی مشترک خود را به صورت مستقل تشکیل دهند، پاسخگویی به نیازهای زیستی و جنسی آنان با یک سری محدودیت همراه خواهد شد. این موضوع اثرات مخربی را در رابطه میان زوجین ایجاد میکند. اولا، امنیت رابطه میان آنان متزلزل میشود. به علاوه از میزان رضایتمندی متقابل بین زوجین میکاهد و باعث میشود ارتباط عاطفی لازم که تقویتکننده بنیان خانواده است دربین آنان به درستی شکل نگیرد. به هرحال یک زوج جوان از زمان ازدواج برای پاسخگویی به نیازهایشان به موقعیت مستقل احتیاج دارند؛ و اگر این موقعیت، مستقل، دور از نفوذ و دخالتها و به نوعی باخبر بودن اطرافیان از نحوه تعاملات این دو نفر وجود نداشته باشد، خانواده سالم شکل نخواهد گرفت. در خانواده نیمه مستقل، به عبارتی همه چیز نیمه خواهد بود. یعنی اینگونه نیست که ما شکل صوری خانواده را نصف کنیم، اما سایر عناصر خانواده به صورت کامل حفظ شود.
دخت ایران- هنگام زندگی در خانه پدری چه مشکلاتی ممکن است در این زمینه ایجاد شود؟
اگر زوج جوان در خانه پدری زندگی کنند، مشکل دیگری علاوه بر این مسائل ایجاد خواهد شد و آن این است که احتمال دارد عزت نفس یکی از طرفین، و به خصوص پسر، در چنین موقعیتی از بین برود و مسئله «لطمه خاموش» ایجاد شود. به این معنا که در ظاهر به شخص لطمهای وارد نخواهد شد، اما آن فرد در درون خود همیشه نوعی وابستگی و کاهش عزت نفس احساس خواهد کرد که چنین احساسی ممکن است از قابلیت های درونی و کارآمدی بیرونی فرد بکاهد؛ از طرفی ممکن است در دختر حالتی عکس این موضوع ایجاد شود و در او غرور کاذب به وجود بیاید. این از خود راضی بودن حالت هجومی و طلبکارانه نسبت به همسر ایجاد کرده و اختلافات و بگو مگوها را به مشاجره تبدیل میکند. در چنین موقعیتی ممکن است دختر راجع به این احساس طلبکارانه خود حرفهایی به زبان بیاورد که اگر آنان زندگی مستقلی داشتند، چنین حرفهایی گفته نمیشد. این مشاجرات به نوبه خود میتواند آینده روابط و زندگی آنان را با خطر از هم گسیختگی رو به رو سازد.
به هر حال در اینکه کسانی که از این طرح حمایت می کنند، نیت پاکی دارند شکی نیست، اما تردید دارم که آنان تدبیر و آیندهنگری کافی را برای این کار لحاظ کرده باشند و به این نکته اندیشیده باشند که مصلحت نیست برای افزودن به کمیت خانوادهها از کیفیت نهاد خانواده بکاهیم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 11:40 توسط ملکی
|
تمامی خیر در سه خصلت جمع شده است: نگریستن، سکوت کردن و سخن گفتن، پس هر نگاهی که خالی از عبرت باشد، پریشانی و بی توجهی است و هر سکوتی که در آن تفکر و اندیشه وجود نداشته باشد، غفلت است و هر سخنی که در آن ذکر(خداوند) وجود نداشته باشد، لغو و بیهوده است. پس خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت، سکوتش فکر و اندیشه و کلامش ذکر(و تسبیح خداوند متعال) باشد و بر گناه خود بگرید و مردم از شرش ایمن باشند. حضرت علی(ع)