چکیده ارائه مقاله در همايش بينالمللي كتاب درسي دانشگاهي
|
|
| |
|
|
تأثير فرايند تفكر حل مسئله در ساختار كتاب درسي |
|
|
|
توليد علم يكي از ضرورتهاي شرايط كنوني كشور محسوب ميشود و براي تحقّق آن بايد از طريق آموزشهاي مؤثر اقدام كرد. ابتدا بايد ديد كه «علم» به چه معناست؟ معناي اصلي و نخستين علم دانستن در برابر ندانستن است. عالم كسي را گويند كه جاهل نيست. ميتوان كلمه knowledge را معادل اين علم تلقي كرد. كلمه «علم» در معناي دوم منحصر به دانستنيهايي است كه تجربه مستقيم حسي و آزمايش در آن دخيل باشد. كلمه science معادل اين علم است. بنابراين، كدام معناي علم را بايد مبناي بررسي خود قرار دهيم؟ براي پاسخ به اين سؤال بايد معلوم شود كه آيا طرز تفكر و جهانبيني در شكلدهي به معنا و مفهوم علم و جهتگيري آن تأثير دارد؟ بدون ترديد علم در تفكر اسلامي با علم سكولار تفاوت دارد و نميتوان اين تفاوت را انكار كرد. هر چند برخي تلاش ميكنند اين تفاوت را ناديده بگيرند و روشهاي علوم تجربي را بر علوم انساني نيز تعميم دهند. در حالي كه در فرهنگ اسلامي علم ماهيت خاص خود را دارد و از پشتوانه الهي و غيرمادي و متافيزيكي برخوردار است. در اين معناي علم صرفاً تجربه و آزمايش نميتواند مبناي توسعه علم باشد. «تعقّل» و «شهود» و آموزههاي وحياني در معرفت منابع مطمئني به شمار ميروند. با اين نگاه به مفهوم علم ميتوان گفت: توليد علم عبارت است از طرح پرسش و يافتن پاسخ با استفاده از همه قواي دروني انسان (حس، عقل و شهود) براي دستيابي به شناخت عميق دربارة پديدهها. براي توليد علم مهارتهاي تفكر از قبيل حل مسئله، تصميمگيري، پژوهش و امثال اينها بايد در افراد تقويت شود. هر يك از اين فرايندها به طرز خاص در توليد علم تأثير دارند. در مقاله حاضر مهارت حل مسئله انتخاب و ابعاد آن در ساختار كتاب درسي بررسي ميشود. بر اساس مراحل مختلف فرايند تفكر حل مسئله ميتوان اجزاء و عناصر زير را براي ساختار كتاب درسي طرح كرد: 1. مواجه ساختن يادگيرنده با مسئله، 2. ارائه زمينههاي مسئله، 3. اهميت و جايگاه مسئله، 4. درخواست از يادگيرنده براي ارائه راهحلهاي ممكن، 5. دلالتهايي براي يادگيرنده در يافتن راهحل، 6. استماع گزارش دانشجويان، 7. نقد و بررسي راهحلها، 8. جمعبندي. فراخوان و برنامه همایش و بیانیه پایانی همایش را در ادامه ببینید |

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی ۱۳۸۵ ساعت 9:5 توسط ملکی
|
تمامی خیر در سه خصلت جمع شده است: نگریستن، سکوت کردن و سخن گفتن، پس هر نگاهی که خالی از عبرت باشد، پریشانی و بی توجهی است و هر سکوتی که در آن تفکر و اندیشه وجود نداشته باشد، غفلت است و هر سخنی که در آن ذکر(خداوند) وجود نداشته باشد، لغو و بیهوده است. پس خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت، سکوتش فکر و اندیشه و کلامش ذکر(و تسبیح خداوند متعال) باشد و بر گناه خود بگرید و مردم از شرش ایمن باشند. حضرت علی(ع)